بازسازی صحنه قتل در خیابان موعود مشهد | جنایت برای بدهی ۱۰ میلیونی!
پنج متهم به نزاع جمعی که منجر به قتل مردی جوان شده بود، با دستور قاضی وحید خاکشور، بازپرس جنایی، به محل وقوع حادثه منتقل شدند تا ضمن بازسازی صحنه جنایت، انگیزه شان از این آدم کشی را بازگو...
پنج متهم به نزاع جمعی که منجر به قتل مردی جوان شده بود، با دستور قاضی وحید خاکشور، بازپرس جنایی، به محل وقوع حادثه منتقل شدند تا ضمن بازسازی صحنه جنایت، انگیزه شان از این آدم کشی را بازگو کنند.
به گزارش شهرآرانیوز؛ صبح دیروز پنج متهم به نزاع جمعی (که منجر به قتل مردی جوان شده بود) با دستور قاضی وحید خاکشور، بازپرس جنایی، به محل وقوع حادثه منتقل شدند تا ضمن بازسازی صحنه جنایت، انگیزه شان از این آدم کشی را بازگو کنند و به همه ابهامات پرونده پاسخ دهند؛ جنایتی که یکشنبه هفته پیش رخ داده بود و سه برادر در پی درگیری با دو برادر دیگر، یکی از افراد طرف مقابل را در خیابان موعود با یک ضربه کاری به شاه رگش کشته بودند.
هرچند در اظهارات اولیه پیش از دستگیری متهم اصلی اعلام شده بود که اختلاف بر سر معامله چند کبوتر علت این درگیری مرگ بار بوده است، اما دیروز متهمان در بازسازی صحنه جنایت علت درگیری را بدهی ده میلیون تومانی برادر مقتول اعلام کردند.
محل جنایت مقابل خیابان موعود ۳۷ در بولوار حر بود. قاضی خاکشور درباره جزئیات این پرونده اعلام کرد متهمان اصلی سجاد، حمید و سعید هستند که با یکدیگر برادرند و دو نفر دیگر به نامهای ابوالفضل و سعید نیز در این نزاع حضور و نقش داشتهاند.
به دنبال قاتل
به گفته بازپرس جنایی، پس از وقوع این درگیری و مرگ مصدوم در بیمارستان هاشمی نژاد، بنا بر اظهارات اولیه شاهدان، حمید به عنوان مظنون، تحت تعقیب قرار گرفت، اما چند ساعت بعد با مادرش به کلانتری مراجعه و خودش را معرفی کرد. «علیرضا. الف» که مصدوم شده و در بیمارستان بستری بود نیز حمید را عامل قتل معرفی کرد؛ البته مبنای اظهارات شاهدان، مشاهده مستقیم نبود، بلکه شنیدههای آنها بود. در بررسی اولیه، آنان برداشت خود را از صحنه بیان کرده بودند، نه مشاهداتشان را.
هرچند که خانواده متهم به قتل تلاش میکرد حمید را به عنوان ضارب معرفی کند، پس از بررسیهای فنی و تکمیلی مشخص شد که جنایت از سوی برادر کوچکتر به نام سجاد انجام شده است نه حمید.
برادر مقتول بدهکار بود
حمید که متولد ۱۳۷۶ است و یک فرززند دارد، درباره آن روز اعلام کرد که در مشاور املاکی که متعلق به پدرش مشغول به کار است و با خانواده مقتول و محمدجواد (مقتول) رفاقت دیرینه داشته و از چندی پیش مبلغ ۵ میلیون تومان حق کمیسیون از علیرضا (برادر مقتول) طلبکار شده است و بعد از آن نیز این فرد از او ۵ میلیون تومان دستی گرفته و این مبلغ را پس نداده است.
برادر متهم به قتل که عامل اصلی وقوع این نزاع است مدعی شد که پس از پنج ماه برای دریافت پولش موضوع را به محمدجواد (مقتول) میگوید و گلایه میکند که محمدجواد از او میخواهد شماره کارت بدهد تا همان فردا برادرش را مجاب کند که بدهی اش را بدهد. حمید شماره کارت میدهد ولی باز هم خبری از پرداخت بدهی نمیشود تا جایی که پس از پیگیری بیشتر، آنها با چاقو چند ضربه به دست حمید میزنند تا جایی که دستش دو بار در بیمارستان جراحی میشود.
آنها اول مرا زدند
حمید با اشاره به اینکه این اتفاق پنجاه روز قبل افتاده بوده و او منتظر روزی بوده است تا موضوع را تلافی کند به روز حادثه اشاره و ادعا کرد که آن روز درکوچه موعود ۳۶، علیرضا را دیده و با او درگیر شدهاند. ابوالفضل نیز همراهش بوده که با چاقو و شمشیر علیرضا را میزنند. آنها سپس به محل مشاور املاک میآیند و حمید چاقویش را روی میز مغازه میگذارد و میرود از طبقه بالا شمشیر برمی دارد.
در این هنگام به سعید زنگ میزند و از او میخواهد که برای کمک بیاید. وقتی او با شمشیر به کوچه میآید، متوجه میشود که چهار نفر چوب به دست -از جمله مقتول- به آنجا میآیند و با یکدیگر درگیر میشوند. حمید درون کوچه روی زمین میافتد و محمدجواد نیز به قصد کتک زدن، بالای سرش بوده است که سجاد با چاقو از خانه بیرون میآید و بدون تأمل با چاقو جلو میدود و ضربهای به شانه او میزند. با افتادن مقتول سه برادر و دو دوستشان به باغی در اطراف مشهد فرار میکنند.
ترسیدم و ضربه زدم
سه متهم دیگر نیز آنچه را رخ داده بود توضیح دادند و اظهارات حمید را تأیید کردند تا اینکه نوبت به متهم اصلی، یعنی سجاد، رسید؛ پسر جوانی که نوزده ساله است. این متهم در بازسازی صحنه قتل مدعی شد که در مغازه (مشاور املاک) بوده است که حمید و ابوالفضل آمده و اعلام کردهاند که علیرضا را زدهاند. بعد که حمید به طبقه بالا میرود، او یواشکی چاقو را برمی دارد و به طبقه بالا میرود.
براساس اعترافات متهم به قتل، او زمانی از خانه به درون کوچه تنگ میآید که حمید روی زمین افتاده و محمدجواد بالای سرش ایستاده بوده است و میخواسته با چوب او را بزند.
سجاد مدعی شد که قصد داشته است با چاقو به بازوی محمدجواد بزند، اما او به قصد ضربه زدن به حمید سر و شانه اش را کمی پایین آورده که چاقو ناخواسته به شانه اش خورده است. او همچنین اعلام کرد که وقتی سروصدا را شنیده، ترسیده و از روی ترس چاقو زده است. متهم در پایان اظهاراتش پس از بازسازی صحنه جنایت و نحوه ضربه زدن به مقتول اعلام کرد که پشیمان است و قصد کشتن کسی را نداشته و این اتفاق ناگهانی افتاده است.
با تکمیل مراحل بازسازی، با دستور قاضی خاکشور متهمان به زندان منتقل شدند تا پس از تکمیل پرونده و انتقال آن به دادگاه، متهمان برای رسیدگی به پرونده شان در محکمه حاضر شوند.
گزارش خطا
به نقل از شهرآرانیوز